تبلیغات
Setareh-Bahar - parte 1 Love ago
تاریخ : شنبه 22 تیر 1392 | 04:40 ب.ظ | نویسنده : Maryam Barak

Parte1

داستان از خوننه که چه عرض کنم کاخ سلطنتی بود در این خونه سه دختر به ترتیب بزرگ

به کوچیک اسماشون جیلی و سون هی و سو یان هست

که سون هی توی اتاقش داشت آماده می شد بره تمرین تنیس و سویان هم داشت آماده

می شدبره به کنسرت دابل اس 501

سویان:هییی سون هی با من میای بریم کنسرت

سون هی:بیکارتر از من نیست من خودم کار زندگی دارم

سویان:جیلی تو چی نمیای

جیلی:نه نمی یام

سویان:بی چاره من که احساس کرد دستس به دور گردنش حلقه خورد و دید سون هی هست

سون هی:آخه این پسرا چی دارن این جوری عاشقشون شدی

سویان:خودشون که هیچی ولی صداشون معرکس راستی اسم یکی شون هست هئو یونگ سنگ

سون هی وقتی اسم هئو یونگ سنگ رو شنید دستاش رو از دور سویان باز کرد وگفت:یونگ سنگ من حتما الان ازدواج کرده یک بچه هم داره(کی میره این همه راهو)

سویان:از کجا میدونی

سون هی:خودم دیدم حلقه رو کرد دستش و در اخر بوسش کرد.................................. پاشو برو به کنسرتت برس منم به ورزشم

سویان:باشه درو ولی میگرمت و ازت اون سوال رو می پرسم

جیلی:سویان کی بر می گردی

سویان:شب چراااا؟

جیلی:همین جوری

سویان:من رفتم

سون هی :منم رفتم

جیلی:هر دو مراقب خودتون باشید

سون هی وسویان:بایییییی

وهردوشون رفتن

***سویان***

سویان رفت کنسرت تا اخر کنسرت به خوبی انجام شد زمان امضاء گرفتن از کیو و یونگ گرفت وداشت از هیونگ می گرفت که یک دختر بهش تنه زد و سویان از روی سن افتاد وباعث شد برنامه کنسل شه و مردم به بیرون برن و دابل اس موند با سویان

یونگ:ببخشید کسی رو ندارین که به ایشونزنگ بزنیم

سویان چون خیلی درد داشت به زور گفت اخرین شماره گوشیم

کیو رفتگوشی سویان رو ازکیفش دربیاره که چشمش به یک عکس افتاد که پسره شبیه یونگی بود

کیو:رمزش رو لطفا بگید

سویان : اس.اس.جی

جونگ:کیو زود باش

کیو:زد و آخرین شماره رو زد وصدای یک دختر اومد

یونگ به جونگ اشاره که داره میره پائین

جونگ:برو خداحافظ

((فلش بک سالن تمرین تنیس سون هی))

مربی چویی: سون هیاین حرکت ها رو بدی می تونی توپ های دور بزنی نگاه کن بعد از 5 دقیقه سون هی حالا تو برو

.

.

.

.

.

.

نظر فراموش نشه ها





طبقه بندی: Love ago،