تبلیغات
Setareh-Bahar - parte 2 Love ago
تاریخ : پنجشنبه 27 تیر 1392 | 05:43 ب.ظ | نویسنده : Maryam Barak

سلاممممممم چه طورید دلم براتون تنگ شده بود حالا هم داستانم رو اوردم بپرید ادامههههه

Parte2

سون هی اصلا متوجه استاد چویی نبود حرف سون هی بود

سویان:اسم یکیشون هئو یونگ سنگ هئو یونگ سنگ هئو یونگ سنگ هئو یونگ سنگ

استادچویی:سون هی کجایی

سون هی:ببخشید استاد یک لحظه حواسم پرت شد

استاد چویی:بازم فکرشی

سون هی:از کجا فهمیدی

استاد:12ساله استاد تو ویک یک مدتی هم استاداون بودم خوب میفهمم که چه چیزی توی اون نگاهت و قلبت هست

سون هی:استاد..

استاد:حرف نزن برو استرحت کن ویکم روم شدی بیا تمرین

سون هی:چشم استاد

سون هی داشت می رفت که گوشیش زنگ خورد از توی جیبش دراورد و دید سویان هست

جوب داد ولی صدای مردونه هست

سون هی :شما کی هستید گوشی خواهر من دست شما چی کر میکنه

کیو:من کیم کیو جونگ هستم خواهر شما یکم اسیب دیده میشه به سالن (...)بیاید

سون هی:چه بلایی سر خواهرم اومده

کیو:گفتم که یک ضرب دیدگی کوچیک هست

سون هی:باشه اومدم

سون هی داشت میرفت که به استاد چویی برخورد کرد

استاد:کجا سون هی

سون هی:میرم پیش خواهرم انگار اتفاقی افتاده

استاد:باشه برو خداحافظ

سون هی:خداحافظ

سون هی با سرعت هر چه تمام به طرف سالن رفت وقتی رسید دید روی یک صندلی هست و دابل هم کنارش هستن واین باعث شد نگرانیش دوبرابر بشه

سون هی:چه تفقی فتده هان ...........چه بلایی سر خواهرم اومده

هیون:فقط یک ضرب دیدگی کوچیک هست

سون هی :رفت کنر سویان چه تفاقی افتاده

سویان:هیچی نشده فقط پام ضرب دیده

سون هی:کدوم پات

سویان:کدوم پات

سون هی بااعصبانیت وداد:گفتم کدوم پات

سویان:پای..................راستم

سون هی:رفت به پای سویاه نگاه کردگفت:کی از پزشکی سرش میشه

همه به مینجر چان نگاه کرد

مینجر :من چه طور

سون هی:بیاید اینجا

مینجر رفت کتار سون هی گفت:بله

سون هی:بهنظرتوناین ورم مال چیه

مینجر:ین ورم مال در اومدن پا هست

نظرررررر میخواممممم




طبقه بندی: Love ago،