تبلیغات
Setareh-Bahar - parte 3 Love ago
تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد 1392 | 07:19 ب.ظ | نویسنده : Maryam Barak
سلام مرسی از اون نظرای خوشگلتون امروزم قسمت سه رو براتون اوردم ببخشید دیر شد به بزرگی خودتون ببخشید
اهم اهم راستی بچه های زیر 18 سال این قسمت رو ننخونن براشون جیزه و ورود افراد بیجنبه هم ممنوع



اوج دلتنگی وقتیه که نه میتونی صداشو بشنوی

نه میتونی ببینیش

فقط باید به عکسی که تو ازش داری

نگاه کنی همین

 

Parte

سون هی:کاملا غلط هستش این ورم مال شکستگی پا هست ..........شماها هنرمند ملی هستید هنوز اینو نمی دونید که هر برنامه یک استیج خاص داره اگه اون استیج رو درست انتخاب نکنید وسر طرفداراتون بلایی بیاد می خواید به رسانه ها چی جواب بدید و از همه مهم تر جواب مردم وطرفدارتون رو

کیو:خانم محترم ما همون اول گفتیم معذرت می خواییم

سون هی:اسمم یانگ سون هی هست دوم معذرت خواهی شما به چه درد من می خوره ورو به به سویان می تونی حرکت کنی

سوبان سرش رو به نشونه منفی تکون داد

سون هی هم زنگ زد به جیلی

سون هی :سلام جیلی

جیلی:.....................

سون هی:میشه بیای به سالن(...)راستی دکتر رو هم بیار

جیلی:.....................

سون هی :حرف اضافه موقوف بیا منتظرم بای

وتلفن رو قطع کرد

سون هی:اسم کدومتون هئو یونگ سنگ هست

هیون:ایشون برای کاری رفتن

سون هی :چه بیمسئولیت

**بعد از نیم ساعت**

جیلی با سرعت بع طرف سون هی وسویان رفت

جیلی با نگرانی:پای سویان چی شده

سون هی :چیزی نشده ............دکتر اومد

که دورباره در باز شد ودکتر اومد

دکتر:خانم چتون شده

سون هی :ببین پاش چه طوره

دکتر بعد از معاینه:پای خانم شکسته

دکتر:باید ببریمشون بیمارستان تا گچ بگیرم

سون هی :فقط سریع ...........................نه بیاریدش خونه نمی خوام درد سر بشه

جیلی:کی این کارو کرده

سون هی با کمال ارمش: خود دست پاچلفتی

جیلی :سویان

سون هی:بله بی دقتی سویان باعث این همه کار شده و پای خودش هم شکست

سویان :اونییی

سون هی و جیلی:بله ....

سویان :بیانه(ببخشید)

جیلی با دستاش موهای سویان رو بهم ریخت به گفت :اونی کچولو من نیگا با خودش چی کار کرده شیطونکبعد بغلش کرد و گفت:تو هم تنها نذار

سویان:نگران بادمجون پوسان افت نداره

سون هی:باشه پس اوقتی خوب شدی باید باید 11000تا دراز نشست بری

سویان:چییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی غلط کردم

دکتر:ماشین اومد

درحال رفتن جیلی برگشت :شما اقایون مراقب خودتون باشید 0_0

سویان:شما هنوز هم توی دی اس پی کار میکنید

هیون :بله

سویان:ممنونم

ودخترا پزشک ها رفتن رفتن و دابل اس هم از راه به پائین رفتن

&&پسرا توی راه&&

هیون :پسرا چرا اون دختر اسم شرکتی که ما توی اون هستم رو پرسید

جونگ:سر بی کاری

کیو :دیگه بریم خونه یونگ سنگ تنهاست

هیونگ:بیان بریم

و همه پسرل رفتن خونه ی تیمی دیدن یونگ زودتر از اونا رسیده و شام رو حاضر کرده و نشسته منتظر اونا ست...........

هیون: به به آقای آشپز چه کرده دستت درد نکه

یونگ:خواهش میکنم..................راستی ماجرای اون دختره چی شد؟؟

کیو:اون که کلی ماجرا داره و منم که وقتی گشنمه نمیتونم حرف بزنم پس بمونه برای بد شام

یونگ:پش بیان زود شام رو بخوریم!!

***بعد از شام***

یونگ:حالا بگید!!

کیو:وقتی زنگ زدم به اخرین شماره تلفنش دیدم صدای زنونه هست با عصبانیت گفت شما کی هستید گوشی خواهر من دست شما چی کار می کنه خلاصه وقتی اومد انقدر عصبانی بود که خدا میدونه بعد زنگ زد اون یکی خواهرش فکر کنم اسم مصدوم سویان بو بود اسم خواهر اولی آون آه یود اسم اوون که اخر اومد جیلی بود وقتی خواهر سومی اومد با یک اکیب پزشکی اومد تو اونم انقدر عصبانی بود که ولش میکردی ادم رو درسته قورت میداد

یونگ:شهرتشون چی بود؟؟؟؟؟

کیو:یادم نبود...........................ول کن تموم شد رفت بیان ببینیم از دنیا چه خبر!!

بعد تلوزیون رو روشن کردن و زدن شیکه خبر

ولی یونگ حواسش نبود ویاد خاطراتش توی امریکا افتاد

...:یونگ سنگ نک قلقلکم میاد

یونگ: نه خیر تا نگی غلط کردم ولت نمی کنم آون آه خانم

آون آه:باشه .......باشه غلط کردم که نیشگونت گرفتم

که یک هو یونگ سنگ لباش رو گذاشت روی لبای آون آه بعد از بوسه

بونگ:آون آه میشه به من چندتا قول بدی

آون آه:باکمال میل

یوگ:1.قول بده که فقط من لبات رو لمس کنم 0_0

2.قول بده به کسی نگی غلط کردم

3.همیشه کنارم باش اگه نباشی من میمیرمقول میدی!!




طبقه بندی: Love ago،