تبلیغات
Setareh-Bahar - parte 4 Love ago
تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392 | 02:17 ب.ظ | نویسنده : Maryam Barak
[تصویر: 55196523150717112741.gif]

Part4

آون آه:قول میدم که فقط درکنار تو باشم _فقط لبام مال تو باشه_و به غیر از تو به هیچ کس نگم غلط کردم

یونگ:ممنونم همه زندگی من وبعدش بغلش کرد گفت:تنهام نزار عشقم

که یونگ احساس درد عجیبی رو حس کرد دید که هیونگ و جونگ مین دارن پهلوهاش رو نیشگون میگیرن

یونگ:باتعجب:دارین چی کار می کنید؟؟؟؟؟

هیونگ:دقیقا نیم ساعت هست داریم صدات می کنیمحتی یک اهم هم نکردی که بدنیم هنوزهم زنده هستی یانه(خدا نکنه بمیره)

یونگ:من میرم بخوابم

همه:شب بخیر

((فلش بک ))خونه دخترا

وقتی که درا باز شد مادر دخترا تا دید سویان اسیب دیده نگران شد وگقت:چه بلایی سر دخترم اومده کسی جواب نمیده!!

جیلی:مامان هیچی نشده فقط به خاطر بی احتیاتی خودش پاش شکسته همین

مادر:یعنی چی که به این راحتی می گی پاش شکسته

سون هی :مامان عوضی سر جیلی داد بزنی سر سویان داد بزن که داره خیلی بی احتیاتی میکنه

مادرکه دید نمیتونه جلوی سون هی رو بیگره اروم گفت برید بالا

دکتر:شکستگی زیاد حاد نیست اگه سه هفته مراقب باشه خوب میشه

مادر :ممنونم دکتر میتونید برید

دکتر:بله خانم

سون هی :منم میرم پیش سویان

&&توی اتاق سویان&&

سویان:خواهر اگه یک خواهش بکنم انجام میدی

سون هی :بله چرا که نه؟!

سویان:میشه.............................برام از دابل اس امضائ بگیری!!

سون هی:باشه فقط به خاطر اینکه مریضی هستی وگرنه اصلا این کارو نمی کردم فهمیدی وروجک

سویان:عاشقتم اونیییییییییییی

سون هی:خیله خوب لوس نشو حالا کی هست

سویان :فردا از ساعت7 صبح تا 8شب

سون هی :برات میگیرم شب بخیر

سویان:شب بخیر

^^فردا صبح^^

خونه دخترا

سویان:اونی زود باش شب شد

سون هی :کله صبخی چه شبی .......نگران نباش میگیرم

مادر:چی رو

سویان:امضائ از دابل اس 501 برای من

مادر:سون هی به سویان گفتی

سویان:چی رو؟؟

سون هی:به زودی خوش میفهمه

سویان:جیلی مامان سون هی چی میگن

جیلی با خونسردی تمام:به زودی خودت میفهمی صبحانت رو بخور